شهرت

شهرت

شهرت
شهرت

شهرت را چگونه می توانم بدست آورم.

به نام خدا سلام دوستان عزیزم. مقاله امروز ما در مورد بدست آوردن شهرت است.

تلاش هر انسان برای بدست آوردن شهرت متفاوت است. و هر کسی خواسته اولش داشتن شهرت است.

شهرت است که به او اعتبار و انگیزه می دهد. حتی در مورد انتخاب هدف گذاری ها هم اگر دقت کرده باشید

اولین مسئله ما بدست آوردن اعتبار و شهرت است.

برای به دست آوردن شهرت راه های زیادی وجود دارد . اگر در این جهان یک نگاه دقیق بیاندازید. می بینید

که تمام جنگ ها و مسئله های سیاسی که وجود دارد همه آنها به خاطر رسیدن به مقام و شهرت است .

کسانی که به جمع های تروریستی می پیوندند هم به دنبال مقام و شهرتی است که به دست می آید.

حتی اگر شما به جنگ فکر می کنید و در پی شهادت هستیدهم به دنبال آن مقام شهرت شهادت است.

در غیره این صورت انسان هیچ انگیزه ای برای کشته شدن و نابودی خود ندارد. این انگیزه به مقام شهادت

رسیدن است که تو را در این راه قرار می دهد چرا؟ چون تو به دنبال بهترین ها هستید. دنبال با بهترین ها بودن.

اما یک مسئله ای که به وجود می آید که می شود گفت همۀ ما آن را گم کرده ایم این است که خود زندگی هم

یک مقامی است که خداوند به ماداده است. و ما باید در راه زندگی به شهادت برسیم. راه رسیدن به شهادات در

زندگی پیدا کردن مسیری که ما را به هدف هایمان می رساند.

ما بایدبه شهرت خوب زندگی کردن برسیم.

باید شخصی باشیم که از تمام امکاناتی که خداوند برای ما قرارداده است استفاده کنیم. و به شهرتی که خداوند

از همان روز  اول آفرینش ما ( اشرف مخلوقات) آفریده است.

اما ما با روش های اشتباه و تربیتی آن ها را از دست داده ایم. که این روش های اشتباه مرتبط به خانواده و

محیط و دوستان می شود. ولی ما این جمله را فراموش کرده ایم ( اشرف مخلوقات) هستیم. و توانایی ما با

دیگر موجودات در این است که ما قدرت فکر داریم و با قدرت فکر توان تغییر سبک زندگی خود را نیز داریم.

تغییر سبک زندگی برای رسیدن به شهرت

شاید برای شما هم سوال شده باشد که چگونه می شود با تغییر زندگی خود به شهرتی که در فکر رسیدن به آن

هستم را بدست آورم.

اگر نظر شما برای بدست آوردن شهرت، افرادی هستند که در جایگاه بالای قرار دارند و جزء افرادی هستند

که نادرند. به شما می گویم که در اشتباه هستید. شما در هر مقام و جایگاهی که هستید می توانید به شهرت

برسید حتی در هر زمینه کسب و کار.

فقط کاری که شما باید انجام دهید تغییر سبک زندگی است. با تغییر کردن شما می توانید به موفقیتی برسید

که همه از شما یاد کنند. شهرت شما باید قدرت الگو گرفتن دیگران را داشته باشد.

شهرت به تنهایی هیچ اثری ندارد ودر یک صورت قدرت دارد که توان تغییر زندگی دیگران را نیز داشته باشد.

شهرت ماندگار

برای اینکه بتوانید به شهرتی ماندگار برسید و آن برای مدتی نباشد باید بتوانید در دیگران انگیزه ایجاد کنید.

با خودآمختگی و آموزش آن به دیگران شما می توانید به یک انسان ارزشمند تبدیل شوید.

کاری کنید که دیگران از شما به خوبی یاد کنند. این طوری زندگی شما معنا پیدا می کند.

و برای این سبک زندگی شما می جنگید و همیشه در حال تغییر روش های بد گذشته خودتان هستید.

اما برای داشتن شهرت ماندگار شما باید خودتان را آماده رسیدن به آن کنید. و بهای رسیدن به موفقیت را

بپردازید.

روش های برای رسیدن به شهرت

آماده هستید تا به شما بگویم که چگونه می توانید به شهرتی که می خواهید برسید.

اولین قدم صبر و صبوری است.

همیشه به دنبال نتیجه های سریع نباشید. چون آنها داوم بیشتری ندارند.

باید  به دنبال نتیجه ای که در آخر به دست می آورید باشید.

دوم:

کاری کنید که دیگران از شما سود ببرند. بودن شما در کنار آنها امتیاز باشد. همانطور که برای خود

شادی و موفقیت را می خواهید کمک کنید تا آنها هم به این امتیاز برسند.

کارفرمایی که فقط به دنبال رشد شخصی خودش است و فقط به دنبال موفقیت برای خودش هست. از شهرتش

کاسته می شود. شما باید قانون  برد ،برد را همیشه در نظر بگیرد. سود باید متعادل باشد. نه اینکه شما برای

رسیدن به خواسته های خودتان انسانیت را زیر پا بگذارید.

یک کار آفرین و یا هر شخصی که به دنبال شهرت واقعی و ماندگار است. همان گونه که به هدف های خودش

فکر می کند و تلاش می کند تا به خواسته هایش برسد و در جایگاه بهتری قرار بگیرد. تلاش می کند تا دیگر

زیر مجموعه خودش هم به رتبه های بالاتری برسند.

ذهن ایستا و ذهن پویا در مقام شهرت

ما حیوانات اجتماعی از دو ذهن ایستا و پویا استفاده می کنیم. هر دوی آنها باعث به شهرت رسیدن ما می شود

ولی ذهن پویا همیشه ماندگار و شخصیت رشد دارد. هدفش خدمت به دیگران است.

اما ذهن ایستا هر چیزی را برای خودش می خواهد و فرقی هم برایش نمی کند که چگونه به شهرت می رسد.

من و رسیدن به این مقام (شهرت)

من هم مثل همه شما وقتی کسی را می دیم که مردم به آن احترام زیادی می گذارند یک جورای حسودیم

می شد. و همیشه در ذهنم خودم را جای آن می گذاشتم و از لذتی که می برد بهره می بردم .

تا اینکه یک روز به خودم آمدم و متوجه شدم که همه می توانند در هر کجای این کره خاکی که هستند. به

شهرت برسند. و دیگر حسرت دیگران را نخورم. حسرت شخصی که در سمینار روی سن رفته و دارد سخنرانی

می کند. گفتم مگر من چه چیزی کم دارم، مگر آن شخص از همان اول سخنران بوده و یا اینکه مادر زاد

این طوری بوده. کسانی که بهترین زندگی را برای خودشان ساخته بودند چه فرقی با من دارد . مگر من محکوم

به این زندگی هستم. همیشه حسرت زندگی و کسب و کارهای دیگران را می خوردم. و البته این اشتباه را باور

 داشتم که موفقیت برای انسان های بزرگ است. برای همه نیست. ولی دوستان این یک باور غلط است.

باوری که اجازه نمی دهد ما حرکت کنیم. دوستی داشتم که همیشه این مثال را می زد می گفت که هر کسی

را بهره کاری ساختند و تو باید فقط کاری که در آن گیر افتادی را انجام بدهی. می گفت سرنوشت تو همین

است. امروزه که به آن دوران و به حرفهای او فکر می کنم، یک لبخند روی لبانم نقش می بندد. و می گویم

که چه باور کوته فکری. دوستان هیچ باور و داستانی وجود ندارد که به شما بگوید که توان این کار را نداری.

شما توان انتخاب هر کاری را دارید. فقط باید به خود باور عمیق داشته باشید.

روزی که تصمیم گرفتم تمام باور های محدود کننده را از ذهن خود بیرون کنم. خودم را در یک دوره بلند مدت

برای آموزش دیدن دیدم. آن موقع هزینه زیادی را پرداخت کردم. شاید از نظر دیگران این کم عقلی بوده.

اما من امروز را می دیدم. که آنها به من قبطه می خورند و دوست داشتند جای من قرار بگیرند. دقیقاً مانند

آن روز ها که دیگرافراد موفق را می دیدم.

برای رسیدن به هر  موفقیتی شما باید بهای آن را بدهید. فکر نکیند که نرسیدن به موفقیت هم بهای ندارد.

البته که شکست بیشتر بها دارد. شما در حال حاظر بهای تغییر نکردن زندگی خود را می پردازید.

بهای ناخوشی، بهای دیدن موفقیت دیگران و عقب ماندن خودتان.

اگر دارید حسرت می خورد که ای کاش من جای فلانی بودم تا می توانستم از زندگیم بیشترین استفاده را

ببرم و لذت آن برایم بیشتر بود. شما دارید بهای تلاش نکردن خودتان را می برید.

هیچ تفاوتی بین انسان های موفق و دیگر انسانها نیست. اگر سر گذشت تمام آن ها را بخوانید. می بینید که

آنها هم دقیقا مثل ما بودند و هیچ تفاوتی وجود ندارد. آنها هم یک روز دوست داشتند که بیشترین لذت

را از زندگی ببرند. آنها متوجه شدند که باید زندگی کرد و برای این امر به آموزش خودشان پرداختند.

پس بهانه ها را کنار بگذارید.

اگر می پرسید بهانه ها چیست؟

به درون خود بروید و ببیند که چه چیزی جلوی پیشرفت و تغییر زندگی

شما را می گیرد. همان ترسی که مانند یک ترمز ABC قفل می کند و اجازه حرکت را نمی دهد.

پیدایش کردید. اگر نه. اون غارغارک های ذهنی را که به شما می گوید تو توان انجام آن کار را نداری.

متوجه شدید.

از کجا می دانم. از آنجای که همه ما این غارغارک های ذهنی را داریم. فقط کاری که باید کرد این است که تمام

بهانه ها را باید کنار گذاشت و خود را محدود به هیچ ترمزی نکرد.

ترمزهای ذهنی در مقابل شهرت

ما انسانها مجهز شده ایم به ترمزهای بی شماری که نمی شود گفت همه آنها بی فایده هستند.

کاری که شما باید بکنید این است که آنها را شناسایی کنید. و در اولین فرصت آنها را تبدیل به فرصت برای

بدست آوردن شهرت کنید. تمام انسان های موفق از موقعیت های که باعث کنار گیری و ترس شان می شد

به بهترین نحو استفاده کردند. و پیروزی آنها بابت ترس از موقعیت جدیدی که در پیش داشتند بوده است.

شما از چه چیزهای می ترسید که جلوی پیشرفت شما را گرفته است.

آیا ترس این را دارید که از منطقه امنتان بیرون بیاید. اگر چنین است. می خواهم به شما بگویم که آرزوی

به شهرت رسیدن را به گور خواهید برد. شهرت الکی به دست نمی آید حتی آن کسی که با شهرتش

به دیگران خسارت وارد می کند.

ترس از دست دادن موقعیت های که دارید را دارید.

ترس شما بیهوده است: چرا؟ چون شما چیزی برای از دست دادن ندارید. چون شما اکنون در  آن موقعیت

هستید. برای رشد در آن موقعیت باید شما خودتان را تغییر دهید.

جیم ران

اگر بیشتر می خواهید، باید بیشتر هم باشید.

برای تغییر زندگی تان، باید ابتدا خودتان تغییر کنید.

اگر زندگی بهتری می خواهید، باید بهتر از الان شوید.

قدم اول خود شما هستید.

اگر رشد کنید، هر چیزی برای شما رشد خواهد کرد.

بزرگترین شهرت در زندگی داشتن حساب بانکی عالی، خودرو، خانه و … نیست. بزرگترین ارزش زندگی،

خوب زندگی کردن است.

مهارت یا ثروت یا شهرت

سرمایه نقدی در کسب و کار شما اهمیتی ندارد. پول خریدار آینده شما نیست. بلکه پیدا کردن مهارت آینده

شما را خواهد ساخت. داشتن پول بدون مهارت مساوی با فقر است.

پول بدون بلند پروازی فایده ای نخواهد داشت؟ پول بدون شهامت، آنگاه شکست می خورید و ورشکسته

می شوید.

کمی پول و مقدار زیادی شهامت، تمام آن چیزیست که بدان نیاز دارید.

از کم شروع کنید و از نردبان شهرت بالا بروید.

شما چطور فکر می کنید. آیا یک شبه می شود به شهرت رسید. اگر هم برسید زود گذر است.

شهرت باید همانند تغییر در زندگی باشد که با آن ماندگار شود.

با انجام تغییرات هرچه به ظاهر کوچک ولی شما به شهرت خواهید رسید. هیچ تغییری در زندگی و کسب و کار

کوچک نیست. تنها باید مداومت داشته باشد. باید پیگر آن باشید. باید اشتیاق رسیدن به شهرت را داشته

باشید. از کم شروع کنید. و در آخر شما برنده خواهید شد.

پول در بیاورید: 

شما چگونه پول بدست می آورید. با سختی و کار زیاد و یا با عشق. شما به دنبال پول و ثروت هستید و یا

اینکه پول و موفقیت به دنبال شماست. دوست دارید کدام را انتخاب کنید. بستگی به باور شما دارد.

اما من خودم همیشه می گفتم که احمد تو باید کاری کنی که دیگران به دنبال تو باشند. آنقدر خودت

را قوی کن. آنقدر با ارزش باش که موفقیت به دنبالت باشد.

ثروت به دست آوردن نیست. بلکه این زندگی است که لایق گرفتن است. شما تمام تلاش خود را بکنید که

زندگی بر کامتان شیرین باشد و این چنین است که ثروت و موفقیت به دنبال شما هست.

آموزش پول در آوردن یک چیز بی معنا است تنها آموزش زندگی کردن است که ارزش دارد و برای شما شهرت

به همراه دارد. زندگی کنید و به دیگران هم زندگی کردن را بیاموزید. خداوند را خواهید دید.

پشتوانه ی خانواده برای رسیدن به شهرت

با یادگیری مهارت های خوب زیستن. شما می توانید به شهرتی برسید که با آن یک پشتوانه برای خانواده خود

ساخته اید. مردم همیشه به دنبال پارتی می گردند تا آن ها کاری را برایشان انجام دهند. اما قافل از این

که شما باید با ارزش دادن به خود برای خودتان پارتی بسازید. بگذارید آنها به دنبال شما باشند تا پارتیتان

باشند. باارزش شوید تا آنها با افتخار پارتی شما شوند. این است شهرت یک انسان با ارزش .

با ارزش دادن به دیگران شما می درخشید.

یک حرکت بزرگ کنید:

حرکت بزرگ از دید من یعنی سرمایه گذاری کردن روی خودمان برای خودآموختگی. برای اینکه بتوانیم

کاری کنیم تا دنیا جای بهتری شود برای زندگی. حرکت بزرگ شما در زندگی چیست؟

دوست دارید کتابی بنویسید. وبا دادن آن کتاب به دیگران ارزشمند شوید. بهترین کارت ویزیت کتاب است.

حرکت شما می توان درس دادن زندگی که شما آموخته اید به دیگران باشد. چرا باید از این سودمند نباشیم.

چرا فردا ما در سمیناری دعوت نشویم و به عنوان سخنران صحبت کنیم و آموزش هایمان را انتقال ندهیم.

و بعد ما را تشویق کنند. چه لذتی دارد. در ذهن خود تصور کنید که شما در آن جایگاه ایستاده اید، و به شما

گل می دهند و خانواده شما اشک در چشمانشان حلقه زده. وشما غرق در شگفتی هستید.

دوست دارید برای یک بار هم که شده این لذت را ببرید. پس شروع به آموزش خود کنید. شما بهترین هستید.

شما لایق عشق و شهرت هستید. شما کسی هستید که دنیا را متحول خواهد کرد. پس یک حرکت بزرگ

بزنید و ثابت کنید که شما همان انسان ( اشرف مخلوقات) هستید.

در رشته ای کارشناس شوید:

دوست دارید به شما از چه پس وندی استفاده کنند.

دکتر

مهندس

استاد

پس شروع کنید در هر زمینه که علاقه دارید تبدیل به یک کارشناس حرفه ای باشید. هیچ فرقی نمی کند

که شما در چه زمینه ی فعالیت می کیند. شما با بالا بردن دانشتان به آن کسب و کار امتیاز می دهید.

فکر می کردید با کمی اطلاعات می توانید به دکتر و یا مهندس در زمینه کسب و کارتان باشید.

به شهرت رسیدن سخت نیست. خواستن می خواهد. تلاش می خواهد. ومقداری شهامت.

ریسک کنید: تا به شهرت برسید

با ریسک کردن است که می توانید الماسی که در درون شما نهفته است را پدیدار کنید.

اگر شخصی هستید که قدرت ریسک کردن را ندارد. به شما می خواهم بگویم که شما به هیچ چیز در این

دنیا نخواهید رسید. چرا می ترسید. مگر ایمان ندارید. تنها کسانی باید بترسند که هدفی از زندگی خود

ندارند. شما که برای خود هدف بزرگی دارید. پس ترس چرا؟ از ترس خود برای پیروزی بر  مشکلات استفاده

کنید بگذارید مشکلات از شما بترسند. نه اینکه شما از آنها.

ریسک کردن یعنی پذیرا بودن برای رسیدن موفقیت به شما. پذیرا بودن برای هدیه به شما از خداوند.

فردی خاص باشید:

چگونه می توانید فردی خاص شوید تا به شهرت برسید.

اگر فکر می کنید باید حتمی در تلوزیون دیده شوید تا به شهرت برسید. پس کاری انجام دهید تا شما را

در آنجا بخواهند. اما هدف ما این نیست. خاص بودن از فکر بزرگ انسان می آید. از نحوه صحبت کردن و

پوشش می آید. پوششتان را تغییر بدهید، ببیندی که چقدر بیشتر دیده و قابل احترام می شوید. با همین

حرکت کوچک. فرهنگ خودتان را بالا ببرید تا خاص شوید. این جایگاهی است که شما خودتان آن را می

سازید. پس منتظر دیگران نباشید از خودتان شروع کنید.

با مردم صحبت کنید:

یکی از راههای که باعث می شود شما به عنوان یک شخص خاص دیده شود ارتباط گرفتن با مردم است.

هم صحبت شدن لذت خوبی دارد. وباعث می شود اطلاعات زیادی بین شما رد و بدل شود.

در این قسمت یک خط قرمز نیز هست و آن هم صحبت در مورد موارد منفی است. مواردی که باعث پس رفت

در زندگی و کسب و کار می شود. همیشه صحبت های را انتخاب کنید که سازنده باشد و باعث پیشرفت

در خودشما و دیگران شود. همیشه این سوال را از خودتان بپرسید: که آیا این سخنان کمکی برای رشد

ما دارد و یا اینکه باعث دوری شدن همدیگر می شویم.

تا می توانید با اشخاص ارتباط بگیرید و سعی کنید قبل از گرفتن امتیاز از آنها به آنها ارزش بدهید.

قانون ای است اول بدهید و بعد دریافت کنید.

قدرت داشته باشید:

همیشه خود را یک انسان پرقدرت بدانید. منظور از قدرت داشتن اعتماد به نفس بالا برای رهبری کردن

سازمان و زندگی خود باشید. یک رهبری که خود در خط مقدم قرار می گیرد و مسیر را برای دیگران

مشخص می کند. از قدرت خود برای پیشرفت کسب و کارتان استفاده کنید.

برای بدست آوردن قدرت در خود، با تمام وجود خود را دوست داشته باشید و به دیگران نیز احترام بگذارید.

انسان قدرتمند آرزو نمی کند که مسائل آسان شود، بلکه تلاش می کند خود را بهتر و قوی کند.

و همیشه این سوال را از خودتان بپرسید: چه چیزی باعث می شود سبک زندگی شما واقعاً تغییر کند؟

رویداد ها تعیین کننده مسیر زندگی شما نخواهد بود، بلکه واکنش شما در مواجه با این مسائل تعیین کننده

است. همه ما انگار به نحوی در قایق های خود سواریم، ولی وزش باد تعیین کننده مسیر نیست.

بلکه تنظیم بادبان مهم است. پس این نکته را به یاد داشته باشید، بهترین نکته ای که باید داشته باشید و

کودکان نیز باید آن را درک کنند.

این باد برای همه ما می وزد. باد مصیبت و بلایا، باد فرصت ها، باد تغییرات، باد زمانی که همه چیز برعکس

است، بادی که به نفع یا ضرر ماست. این باد به همه ما می ورزد. باد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی.

فرقی نمی کند. برای همه می وزد. مسئله وزش باد نیست. بلکه تنظیم بادبان هاست.

به همین دلیل یادگیری همه چیز است، یعنی دانش تنظیم بهتر بادبان نسبت به سال گذشته.

می توانید دو سال آینده را همانند دو سال گذشته سپری کنید. می توانید صرفاً آرزو کنید و کاری از پیش

نبرید. اما اگر به کمی تغییر نیاز دارید، می توانید از همین امروز شروع کنید. بنابراین دو سال آتی کاملاً

متفاوت از دو سال گذشته خواهد بود. و هر کس دوست داشته باشد، می تواند به شهرت برسد.

می توانید در هر سنی به شهرت برسید. محدودیت سنی ندارید.

اما اگر ندانید که می توانید تغییر کنید، اگر آگاه نباشید می توانید درآمد، آینده، سلامت، ازدواج یا هر چیز

دیگری را به شکل قابل توجهی تغییر دهید، آنگاه بدون هیچ پیشرفت و تغییری به راه خود ادامه خواهید داد.

صرفاً به خاطر اینکه این افراد به کلاس ها و سمینارهای آموزشی نمی روند، هرگز کتابی نمی خوانند و به

 مفاهیم جدید پی نمی برند و از خود نمی پرسند:

چگونه  می توانم زندگی بهتری داشته باشم؟

خواندن مقاله>>>>صبحانه ای به مغزتان

درباره admin

دیدگاهتان را بنویسید